خرید بک لینک
مردی با جعبه xadی قرمز کوچکی در یک دستش، به آرامی در خیابان قدم می زد. کلاه حصیری قدیمی و لباسهای رنگ و رو رفتهاش نشان از این داشت که بارها خیس از باران شدند ، و هر بار آفتاب آنها را در تنش خشکانده بود. مرد پیر نبود، اما ضعیف به نظر می رسید و در سنگفرش پیاده روی خیابانِ آسفالته تاول زده، زیر آفتاب راه می رفت.

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 15:02

صفحه بندی