1- مدرنیزاسیون تغییر اساسی در نقشها و منزلتها به وجود میآورد بطوریکه منزلت و شأن اجتماعی بر پایه معیارهای اکتسابی، رقابتی و شایستگی افراد تعیین میشود نه معیارهای خانوادگی و انتسابی. در این حالت وقتی فرد به هر دلیل از جمله بازنشستگی نقش اجتماعی- اکتسابی خود را از دست میدهد از منزلت و شان اجتماعیش به شدت کاسته میشود و این مسئله در مواردی سبب مشکلات روحی و روانی فرد میگردد. این مبحث در این فیلم محوریت داستان بوده و در صحنههای مختلف ما آن را مشاهده میکنیم از جمله در صحنهای سرهنگ بازنشسته اظهار میکند وقتی وارد پادگان میشد:
مارش نظامی نواخته میشد و همه سر جای خود خبردار میایستادند. ......
و یا در صحنهای دیگر وقتی صدای رژه سربازان را میشنویم، نحوه گام برداشتن سرهنگ در خیابان اطراف پادگان، نشانه ای از فرو رفتن او در حس نوستالویک سالهای خدمتش میباشد، حسی فراتر از معمول، که از دایره خیال خارج شده و در کنش وی (نحوه راه رفتن) خودش را به ما نشان میدهد.
به جز در موارد اندکی در بسیاری از موارد دیگر افراد جامعه مدرن نمیتوانند مشخصههای کسب شده شان را تا آخر عمر با خود نگه دارند. آنها بیمار میشوند، از رقابت جا میمانند، ورشکست میشوند و یا نهایتا بازنشسته میشوند و جامعهای که در فیلم نشان داده شده (جامعه توسعهگرای عقلانی –ابزاری) نمی تواند جایگزینی برای منزلت از دست رفته پیدا کند.
2- فردگرایی و اصالت دادن به فرد از مشخصههای جامعه ای است که در مسیر نوسازی قرار میگیرد و توجه و پیگیری حقوق فردی و امیال شخصی از قابلیتهای انسانی است که در چنین فضایی زیست میکند.
در فیلم دختران سرهنگ مستقل از خانواده زندگی و کار میکنند. جامعه (تهران دهه 50) _هر چند با کمی بدگمانی و تردید _ قابل قبول است که چنین امری ضروری و گریز ناپذیر است.
کمی تردید و بد گمانی نیز نشانه عدم گسست مفصل جامعه از معیارهای سنتی است. در صحنه ای از فیلم یکی از دختران به نامادریش میگوید :
اینجا بر خلاف شهرستان خیلی راحتیم. هر جا که دوست داریم میرویم. هر کاری دوست داریم میکنیم. البته گاهی حرف پشت سر آدم هست. صاحبخونهها آدم رو جواب میکنند(در صورت داشتن روابط غیر معمول). خوبه خونه مال بابامونه. ...
پیگیری سلایق و امیال شخصی چیزی است که در چندین صحنه، خصوصا در گفتگوی دختران با منیژه، نامادری شهرستانی و معلمه شان دیده میشود .
در واقع این جامعه صنعتی است که سکولاریته و دگرگونی از ارزشهای سنتی به سکولار – عقلایی را به همراه میآورد.
3- ارجعیت بر روابط عام به جای روابط شخصی در فضا و مکان مدرن باعث میشود مراجعه کنندگان به نهادهای مدرن(ارباب رجوع) نه به عنوان یک فردیت مفصل و شخصی که ورودی(In put)های سازمان در نظر گرفته میشوند که طی فرایندی خارج میشوند.
در صحنه ای منیژه، همسر سرهنگ و نامادری دختران وقتی به تیمارستانی که سرهنگ را در آنجا بستری کرده اند مراجعه و سرهنگ را در اتاقش نمی بیند به اتاقی مراجعه میکند که در آن دو نفر از پزشکان مشغول بازی تخته نرد هستند. از نظر نشانهشناسی نگاه نکردن پزشکان به او و قطع نکردن بازی شان و در عین حال پاسخ گویی به سوالاتش نشان از ساز و کار یک نهاد عقلانی- ابزاری است که پیامدش بوجود آمدن انسانهایی است که برخورد مکانیکی و ماشینی با انسانها دارند، هر چند پزشک و آن هم روانپزشک باشند.
4- کمرنگ شدن ارزشها و هنجارهای سنتی از جامعه بهروز خصوصا در تغییر نگرش زنان در خصوص ازدواج مسئلهی است که فیلم به آن پرداخته و در صحنهای که دختران از منیژه میخواهند نحوه آشنایی و ازدواج خود با پدرشان را تبیین بدهد او میگوید: همینطوری ازدواج کردم، همینطوری، بیخیال.
در ادامه که دختران وضعیت و نظر خودشان را توصیف می کنند نشان از دوگانه انفعال زنان در ازدواج سنتی در مقابل فاعلیت ازدواج دختران شکل مدرن آن دارد.
5- اگرچه مهمان پذیرفتن و به دیدار کسان و خویشان رفتن از آداب نیکو در سنت جامعه ما حساب میشد و میشود، اما مهمانی دادن یا مهمانی گرفتن با مشخصههایی چون موسیقی، رقص مختلط، سرو مشربات الکلی و در مواردی مغازله و معاشقه، پدیده ای تازه محسوب میشود که میتوان آن را در ذیل مجموعه اصلاحاتی جای داد که مدرنیزاسیون عصر پهلوی در سبک زندگی افراد و خانواده به وجود آورده بود.
اینگونه دگرگونیها در سبک زندگی که معمولا از اقشار بالا(از نظر درآمد، مکان زندگی و ارتباطات) آغاز میشود؛ در دهه 40 و 50 قشر متوسط جامعه ایران را هم در برگرفته بود.
اینگونه مهمانیها در واقع کارکرد-از نوع مدرن- مجالس سنتی را داشته اند. مجالس سنتی همچون سفره، زیارت، دید و بازدید اعیاد مذهبی و باستانی سبب آشنایی خانوادهها و احیانا وصلت فرزندانشان میشد، در حالی که در این مهمانیها زمینه ارتباطات بین فردی، قرارهای عشقی و .... فراهم میگشت.
6- هوو از دیرباز همواره بخشی از ذهنیت زنان ایرانی سایه افکنده است. این مبحث از قابلیت بالقوه مردان ایرانی نسبت به داشتن بیش از یک همسر ناشی میشود.
حضور یک زن دیگر در زندگی شوهر( با احتمال رابطه نامتعارف) از مسائلی است که زنان جامعه ما همواره به آن اندیشیده اند و نسبت به آن حساسیت نشان داده اند.
شکلِ مدرن آن زنِ دیگر(هوو) زنانی هستند که با اسامی مختلف(معشوقه، هرجایی و ...) و به دلایل و انگیزه های گوناگون نسبت به رابطه با مردان اقدام میکنند. این زنان محصول و پیامد فضای مدرنند که در آن اصالت به فرد و به سلایق و علائقش داده میشود. اما حتی در این حالت نیز همین فردگرایی نمی تواند حضور دو زن را در کنار هم بپذیرد، حتی از طرف آن زن دیگر.
در صحنه ای میبینیم وقتی ملیحه (دختر سرهنگ) به همراه دوست و نامزدش به همراه زن معلوم الحالی که همراه آنها آمده است در جایی دنج قرار میگیرند زن به او میگوید: یکی از ما دونفر باید باشد .....
از منظر نشانهشناسی حضور آن زن در کنار دو فردی که ظاهرا قصد ازدواج دارند نشان دهنده تضاد رابطه عقلانی(مدرن) با نوع اخلاقی و متعهدانهاش است که زیست در فضای نوین (غر بی) برای آدمهایش به ارمغان آورده است .
7- جامعه سکولار و در حال توسعه دهه 50 ایران اگرچه خلوت بین دوجنس مخالف را نمی پسندد، اما نسبت به وضعیتی که دو فرد ارتباطشان به شکل مربی و شاگرد باشد به دلیل اینکه در راستای توسعه فردی است و نظام فردگرا نمی تواند سد راه توسعه فرد شود با این مبحث کنار میآید.
در صحنه ای مه لقا جهت قانع کردن پدرش دوست(نامزدش) را معلم زبانش معرفی میکند.
8- نامزد مه لقا از رابطه در قالب زن و شوهری در صحنهای از فیلم نامزد به صراحت انتقاد کرده و آن را فاقد جاذبه و لذت معرفی میکند. انتقاد او نه از رابطه از نوع زن و شوهری که از فرهنگی است که در طی مدتی بعد از ازدواج معاشقه را به شکل رسمی، حاشیهای و فاقد اهمیت معرفی میکند.
9- در جاهایی از فیلم موسیقی رمانتیک غربی پخش میشود. صحنهرهایی که در آن از رابطه آزاد صحبت میشود و یا این رابطه در ذهن شخصیتهای فیلم خطور میکند.
منیژه: شما همیشه موسیقی خارجی گوش میدید؟ .......
مه لقاء: تو موسیقی خارجی دوست نداری
منیژه: نه خوشم نمیاد
نگاه نشانه شناسانه به این امر میتواند این مبحث را بیان کند که اینگونه روابط در جامعه رو به توسعه عصر پهلوی دوم، پیامد سبک زندگی تازهی است که مدرنیته مبتنی بر نوسازی غربی به ارمغان آورده است.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی