خرید بک لینک

ردیف 1- صحنه ای که در آن کارخانه ای می بینیم که در شیفت شب با دستگاه‎ها­یی که با شتاب و سر و صدا در حال کارند، نشان از سرعت تولید صنعتی دارد که از مشخصه‏های حرکت به سمت توسعه است. فعالیت کارخانه در شب بر خلاف فضای سنتی که در آن کار و فعالیت در روز تعریف می‏شود نشان از جامعه ای دارد که به سرعت در حال تولید و صنعتی شدن است.

ردیف 2- نمایش نهاد تیمارستان، همچون نهادهای دیگری مانند زندان پیامد و ضرورت کارکردی جامعه مدرن است. جامعه ای با عقلانیت ابزاری، مکانی را برای افرادی تعریف می‏کند که زیست آزادانه آنها مخل فعالیت‏های معمول جامعه تعریف می‏شود. جامعه مدرن به دلیل عقلانی بودن آنها را از بستر طبیعی جامعه بیرون می‏کشد و در محیطی حرفه ای نگهداری می‏کند تا توان خانواده‎ها صرف نگهداری آنها نشود و بتوانند روند عادی کار و فعالیتشان را ادامه دهند. در واقع جامعه برای اینکه بتواند بیشرین بهره کشی را نیروی کار خود ببرد، اعضایی که در خدمت این فرآیند نباشند محبوس می‏کند. خواه خلافکاری باشد که در زندان نگهداری می‏شود، خواه مادری پیر باشد که در سرای سالمندان باقی عمرش را باید بگذراند.

بازنمایی توسعه در سینمای موج نو (رضا موتوری)

ردیف 3- صحنه‏هایی که آدمهای تیمارستان توهمات خود را با صدای بلند ادا می‏کنند، محتوای این توهمات، قریب به اتفاق ریشه در ره آورد‏های مدرنیته دارد. بر خلاف دیوانگان سنتی که متهم به حشر و نشر با جن و پری بودند، اینها خودشان را شبیه یا خودِ جیمز باند و دانشمند و مجری تلویزیون و نظایر اینها می‏بینند. از دیدگاه نشانه‎شناسی این امر دلیل بر بزرگنمایی شخصیت‎ها و الگوها و بازیگران جامعه مدرن به سبب تبلیغات وسیع رسانه ای دارد که تمایل به شباهت به آنها و تمنای جای آنها بودن را در افراد جامعه ایجاد می‏کند. این تمنا به شکل افراطی در افرادی به صورت رفتن در قالب آنها تجلی می‏یابد که بخشی از دیوانگان را تشکیل می‏دهند .

ردیف 4- صحنه شبیه‏سازی جنگی تاریخی توسط دیوانگان در تیمارستان اگر چه در راستای توهم سازی و رفتن در قالب شخصیت‏هایی است که سینما و رسانه در جامعه معرفی شده است، اما نکته‏ای نشانه شناختی به گونه‏ای استعاری نشان می‏دهد طرفین واقعی جنگی که دیوانگان در حال شبیه‏سازی آنند هم دیوانگانی بیش نیستند. در واقع توجیه عقلانی-ابزاری برای جنگ و خونریزی بیشتر به دیوانگی شباهت دارد تا عاقل بودن.(مانند عقلانیت ابزاری اردوگاه آشویتس)

ردیف 5- صحنه‏ای که حرف‏های نرمال و ادعای واقعی محقق نویسنده نمی‏تواند کارکنان تیمارستان را قانع کند که او اشتباهی در اینجاست و حتی سبب خنده آنها می‏شود نشان می‏دهد که دیوانگی بیشتر یک برچسب است تا یک نقیصه واقعی در مغز و روان.

از منظر دیگر می‏توان اینگونه تصور کرد که در جامعه که حسابگری و تعقیب منافع مادی و آنی معیار کنش‏های انسانهاست، اشتغال به نویسندگی و ادعای نویسنده بودن نوعی دیوانگی به حساب می‏آید.

ردیف 6- صحنه ای که یکی از دیوانگان خود را در نظر دختر دلخواهش به صورت دروغین آوازخوان نشان می‏دهد گویای عمق و گسترش پدیده دروغ و تقلب و کلاهبرداری در جامعه است که حتی دیوانه ای که قاعدا باید در حداقل عقلانیت و حسابگری باشد دست به چنین کاری می‏زند.

ردیف 7- در صحنه ای که اعضای گروه خلافکار رضا موتوری را در سالن نمایس فیلم مورد ضرب و شتم و اصابت چاقو قرار می‏دهند عضو جوان گروه روی صندلی نشسته است. این مبحث در نگاه اول رویکرد اخلاقی و درست فیلم در عدم درگیر کردن نوجوان در چنین نزاع خونینی را نشان می‏دهد، اما از منظر نشانه‎شناسی انتقال و آموزش خشونت به نسل بعد را هم می‏رساند. صحنه‎ای آموزشی یادآور مستندهای حیات وحش که در آن گرگ‏های جوان از سنی به بعد به عنوان ناظر به شکار برده می‏شوند.

ردیف 8- صحنه خشونت و چاقو کشی زیر پرده نمایش فیلم به مخاطب می‏گوید که دنیای واقعی و واقعیت اجتماعی چیزی است که دارد اتفاق می‏افتد نه آنچه که سینما (در اینجا سینمای سرگرمی و گل و بلبلی) نشان می‏دهد. کشیدن دست خونی بر روی پرده نیز تاکید بر این موضع است که سینمای واقع گرایانه باید اینگونه به نمایش واقعیت‏های موجود بپردازد.

ردیف 9- به زیرگرفته شدن رضا موتوری توسط ماشین حمل زباله و گذاشتنش توسط سرنشینان خودروهای مدل بالا در ماشین حمل زباله نشان از انحطاطا اخلاقی جامعه ای دارد که در آن انسانهای معمولی و جان آنها فاقد ارزش بوده که کسی حاضر نیست به خاطر دیگری خودش را به زحمت بیندازد.

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:15

صفحه بندی