ردیف 1- ورود با سرعت و رگبار مانند معلم بهروز که به صورت ورود درشکه در هوای بارانی تجلی یافته؛ نشان از عدم آمادگی محله جنوب شهر و آدمهایش از ورود انسانی است که تجلی مدرنیته از بالا میباشد.
ردیف 2- به همراه داشتن تعداد زیادی کتاب و تابلو توسط معلم تازهی که به محله وارد شده است از وجود نسلی روشنفکر در جامعه خبر میدهد. افرادی مبادی آداب، دلسوز و فرهیخته اما بیگانه با واقعیتهای زندگی آدمهای کوچه و بازار که بیشتر محصول مدرنیتهی بومی نشده وارداتی هستند.
ردیف 3- تیراندازی به هدف با تصویر زن برهنه از سه منظر نشانه شناسانه مورد توجه قرار گیرد. اول به شکل استعاری تیر طعنه است که توسط بچهها به سمت خواهر مسیب نشانه میرود. دوم نشان میدهد در معرض تیر طعنه بودن متوجه هر دختری است که پوشش آزادانه و مغایر با هنجار اجتماع دارد و سوما نشان تمایلی سادیسمی در جامعه نسبت به نوع خاصی از زنان است. نوع خاصی از زنان که محصول مدرنیزاسیون آشفته ای هستند که در دوگانه زن-مادر و زن-معشوق، نوع سوم زنان را رقم زدند. زن آزاد و هرجایی. لذتی جنسی-سادیسمی را در خندههای کودکان وقتی به تیرشان به جاهای خاصی از تصویر زن اصابت میکند میتوان مشاهده کرد .
ردیف 4- به صدا در آوردن زنگ مدرسه توسط مستخدم در جریان کتک کاری معلم توسط مرد قدرتمند محله که باعث محو شدن صدای این اتفاق میشود نشان از کارکرد محافظه کارانه نظام تعلیم و تربیت بهروز دارد. نظامی که ره آورد و مکمل توسعه در ایران است.
ردیف 5- صحنه تمایش وضعیت نابسامان سالن مدرسه در محله ای جنوب شهری به همراه گفتگوهای همزمان نشان از توسعه ای ناهمگون دارد. توسعه ای ناهمگون که موجب اختلاف فاحشی بین مکانهایی شده است که شمال و جنوب شهر نامیده میشود.
ردیف 6- در صحنه ای که مربی تئاتر از نامناسب بودن سالن جهت نمایش حرف میزند خصوصا از نظر انعکاس صدا، آن را نامطلوب میداند و فقط آن را برای صحنه ای از نمایش که در آن بیداری وجدان اتفاق میافتد مناسب میداند. اشاره ای تکنیکی اما طعنه آمیز از کفایت اوضاعی اینچنین در بیداری وجدانهای خفته و آسودهی جامعه.
ردیف7- مدرنیته در ایران از آغاز تا اکنون با پسوند ملی همراه بوده است. پیشتاران فکری و سیاسی توسعه در ایران که مدرنیته نوع غربی در ایران را تبلیغ و تعقیب میکردند، همواره از سنتها و باورهای اسلامی به عنوان یکی از موانع توسعه نام برده اند و ریشه عقب ماندگی ایران را ورود و فراگیری دین اعراب(اسلام) دانسته اند. عدم مبانی فکری جایگزین از یک طرف و سبک حکومت شاهنشاهی از طرف دیگر باعث ترغیب و تبلیغ بازگشت به شکوه هخامنشی و دین زرتشتی گردید.
ردیف 8- توسعه غربی پیامدش ارزشمند تلقی شدن تمام چیزهایی است که متعلق به آن است. در این میانه فراگیری و به طریق اولی تسلط بر زبان انگلیسی از معیارهای مدرن بودن است. صحنه ای که در آن ناظم مدرسه در مهمانی معلم، دخترش را به واسطه توانایی در صحبت کردن به زبان انگلیسی، در زمان حاضری و قابل مباهات میداند، نشان از این محور دارد.
نکته طنز آمیز در این ماجرا آن چیزی است که ناظم از صحبت کردن دخترش به زبان انگلیسی تصور میکند در واقع، بلد بودن چند جمله ساده و مدرسه ای به زبان انگلیسی است. تصوری که نه از جنبه تشویقی و عاطفیش بلکه از کم سوادیش ناشی میشود.
ردیف 9- داشتن کلکسیون، جدای از هر نوع قضاوت ارزشی، پدیده ای آمده از غرب است .تصویر کلکسیونی از پروانهها نشان از بن مایه تفکر مدرن عقلانی – ابزاری دارد که طبیعت را در خدمت بشر تصور کرده و حق انسان میداند که طبیعت را رام و به خدمت بگیرد. شکل افراطی این نوع تفکر کشتن صدها پروانه و گذاشتن آنها در آلبوم به جای رفتن به طبیعت و تماشا آنها است.
ردیف 10- جمع آوری عکس هنرپیشهها توسط دختر جوان نشان از تغییر الگوهای رفتاری در نسلی است که در فضای مدرن و رو به توسعه آن زمان پرورش پیدا میکردند، دارد. پدر دختر در مهمانی معلم نوین این محور را دال بر در روز جاریی بودن دخترش میداند.
ردیف 11- از پیامدهای توسعه و مدرنیزاسیون در یک جامعه تلاش افراد آن جامعه به منتسب شمردن خود به طبقه فرادست و کسب منزلت و وجهه در میان طبقه همسطح به واسطه این انتساب است. اصرار صاحب خیاط خانه به داشتن مشتری بالا شهری همچون مشغولیت ذهنی دختر ناظم در پرداختن به زندگی هنرپیشگان در صحنههای فیلم میتواند بر این امر دلالت کند.
ردیف 12- صحنه عدم نمایش چهره زن بالا شهری (مشتری خیاطی) و نشان دادنش به صورت سایهای بر دیوار و شیشه که به او جلوه اثیری داده است؛ حکایت از فاصله ذهنی زیادی است که زن ساکن در محله جنوب شهری میان امثال خود و زن طبقه مرفه بالاشهری احساس میکند.
ردیف 13- اعتراف همکار معلم به اینکه برای تدریس در مدرسه نیازی به کتاب خواندن نیست دال بر این محور است که در نظامی بر پایه توسعه عقلانی- ابزاری نهاد تعلیم و تربیتش نیز رسالت ابزاری داشته و آموزش فرد در حد کتابهای درسی برای پرورش افرادی که بتوانند توقعات تکنوکراتیک جامعه را بر آورده ساخته و خود نیز گلیم خویش را از آب بکشند، کفایت میکند. ضرورت خواندن کتاب متعدد توسط معلم و بالطبع، آموزش متاثر از این خواندنها که سبب روشن فکری و دگراندیشی میشود؛ ضرورتی ندارد.
ردیف 14- صحنه های متعددی از فیلم که در آنها همکاران به وجود رابطه خاطرخواهانهای بین خواهر مسیب و معلم جوان اصرار میورزند نشان از قدرت تصور سنتی-کلیشهای از روابط دو جنس دارد. هر چند مقتضات جامعه بهروز روابطی چون رابطه اعضای خانواده با معلم فرزندشان، منشی دکتر با پزشک و نظایر اینها را گریزناپذیر کرده، اما جامعه هنوز این روابط را مطابق نگرش سنتی خودش فهم میکند.
ردیف 15- در صحنه اتمامی و مهم فیلم، ما با اجتناب دختر از رفتن به همراه معلم مواجه میشویم که از آن محل منتقل شده است. با اینکه جامعه تمایل و توانایی تحرک مکانی را فراهم آورده است اما هنوز ذهنیت سنتی-دیگرخواهانه آنقدر قدرت دارد که بر ذهنیت مدرن-فردگرایانه توفق یابد. جامعهی آن زمان اگر چه توانایی زیستن در فضا و سبکی دیگر را متصور ساخته است؛ اما تحرک روانی در افراد هنوز استحکام نیافته است. تحرکی روانشناختی و معطوف به شخصیت که پیش نیاز تحرک مکانی و تحرک اجتماعی به حساب میآید.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی