ردیف 1- در صحنه ای از فیلم که نامزد بابک در حال رویا پردازی عاشقانه است صدای سوت پلیس که فرمان ایست میدهد به شکل رمز گونه ای توقف و بن بست رسیدن رویاهای رمانتیک افراد است. جامعه مدرن با مناسبتهای عقلانی مهر(سوت) توقف بر تخیلات احساسی و عشقی میزند.
ردیف 2- صحنه بازی ورق(قمار) مادر بابک با چند مهمان مرد نشان از فرد گرایی مفرط و گسیختگی نظام روابط خانوادگی در جامعه ایران، خصوصا قشر مرفه جامعه دارد. سبکی از زندگی که قطعا از سبک زندگی غربی الگو گرفته و از پیامدهای نفوذ جنبه فرهنگی مدرنیته در خانوادههای ایرانی دارد.
ردیف 3- از پیامدهای مدرنیته در ایران گسترش ارتباطات با دنیای غرب خصوصا آمریکا میباشد. در این دوران (دهه 40 و 50) حضور شهروندان آمریکا چه به دلیل شغلی و چه گردشگری در مناطق مختلف ایران بسیار مشاهده میشد. صحنه حضور توریست آمریکایی بین بچهها و عکس گرفتن دسته جمعی نیز گویای همین مطلب است.
ردیف 4- علیرغم نفوذ تفکر عقلانی–فنی در حوزههای مختف خصوصا مهندسی و پزشکی هنوز بخشهایی از جامعه ایران خصوصا بخشهای سنتی و طبقات پایین، راه حلهای به اصطلاح غیر عقلانی نیز مورد توجه بوده است. صحنه گفتگوی خواهر جوان بیمار با ننه در خصوص دکتر و دعا نویسی نیز نشان از وجود همزمان این دو نوع تفکر و ذهنیت دارد.
ردیف 5- یقینا مدرنیته عقلانی – ابزاری توان اقناع نسل های بعدی جامعه مدرن را ندارد و نمی تواند به نیازها و خواستههای آنها پاسخ دهد. نسلی که در تواناییات زندگی مدرن به دنیا آمده و بیشتر از آنکه ضرورت کارکردی آن را درک کنند ، بیشتر دلمردگی و روابط خشک و مناسبت حسابگرانه اینگونه زندگی را فهمیده و به آن واکنش نشان میدهند. نمایش خوردن غذا و هندوانه با پسر چوپان و رقصی شادمانه نوعی تمنای بازگشت به ساده گی و طبیعت گرایی در میان این نسل دارد. این چیزی است که محوریت داستان اصلی فیلم را تشکیل میدهد. (فیلم از تعدادی داستان مختلف و که روابط بین شان خوب پرداخته نشده تشکیل شده که اگر نخواهیم آن را یک فیلم ضعیف به حساب آوریم احتمالا باید به آن را یک نمونه ضد داستان تلقی کنیم.)
ردیف 6- از پیامدهای ورود مدرنیته در ایران آشنایی فکری با فلسفه و اندیشه غربی است، این اندیشهها که در صورت، عقل گرایانه تر از فلسفه شرقی مینمود با دیگر مظاهر و رهآوردهای مدرن همخوانی داشته و باعث جذب طبقه نو اندیش در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران گردید. از طرف دیگر نسل کنجکاو و تا حدودی خسته از نظام عقگرایانه در غرب نیز متمایل به نگاه اشراقی و شهود گرایانه اندیشه شرقی شدند. صحنه گفتگوی جوان بیمار با مرد آمریکایی در خصوص فلسفه غرب و شرق گویای این مبحث است.
ردیف 7- در صحنهای بابک با پدرش در خصوص بیماری پسر جوان گفتگو میکند. این گفتگو که در حضور پزشک همکار پدر نیز حضور دارد بابک از پنهان کردن بیماری جوان به قصد سود جویی به او اعتراض میکند. در واقع پزشکی که از مشاغل بسیار قدیمی و از مراتب حکمت بوده، در دنیای مدرن و سوداگرانه به یک تجارت محسوب شده و در واقع بیمار یک مشتری حساب میشود. در صورتی که حتی نظام پزشکی در روز جاریی نیز این تفکر را نمی پسندد و نگران گسترش این تفکر حسابگرانه در شغل پزشکی است. و از آنها میخواهد قبل از پرداختن به شغل طبابت سوگند یاد کنند.
ردیف 8- گفتگوی توریست آمریکایی در خصوص گنبدها و تذکر ارزش کارکردی و زیباشناختی آنها نشان از این مسئله دارد که نظام عقلگرایانه غربی که الگوی توسعه در کشورهای نظیر ایران محسوب میشوند، خود در این عقلانی اندیشی جلوتر بوده و در برخی از مسائل عقلانیت اخلاقی را لحاظ میکنند. مسائلی مانند محیط زیست، ارزش هنری و میراث فرهنگی.(پساتوسعه)
ردیف 9 - بردن خواهر جوان بیمار به مراسم موسیقی و رقص سنتی در واقع تاکید بر بازگشت به شادیها و آیین های شاد سنتی در مقابل دلزدگی و بیهودگی موجود در زندگی مدرن است.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی