ردیف 1- موسیقی زورخانهای در فیلم نشان از حضورارزشهاس سنتی و دعوت به خوی پهلوانی در جامعه ای است که میرود تا خشونت و انتقام بخشی از آن شود .
ردیف 2- دایی در فیلم ( جمشید مشایخی) به خواهر زاده اش که به قصد انتقام، چاقو بر میدارد؛ میگوید دوره این حرفا گذشته. در واقع تمکین به قانون و پرهیز از نزاع خونین و اعتماد به نهادهای مدنی را گوشزد میکند.(امری که مورد قبول قیصر قرار نمی گیرد)
ردیف 3- در صحنه ای از فیلم قیصر(بهروز وثوقی) بعد بازگشت از سفر مشهد، میبیند در خانه قفل است او به خانه نامزدش اعظم مراجعه و آنجا دایی و عباس(برادر اعظم) حضور دارند. ....آنجا میگوید: ننه مرد. واسه این در قفل بود.؟
جایگاه مادر(ننه) از مشخصههای اصلی فیلمهایی است که به بحران فقر و خشونت در محلهایی پایین شهر میپردازند. زنی معمولا تنها که شوهرش مرده یا زندانی است و یا برای کار در جایی بسیار دور است.
برای جوانان بیکار، رانده شده و بی پول، در خانه ننه تنها جایی در این شهر بی در و پیکر است که همیشه باز است.
ردیف 4- قیصر به دایی: فکر میکنی من دلم میخواد آدم بکشم. نشان از این مبحث دارد که خشونت برخاسته از مناسبات و تنگناهایی است که جامعه بر افراد تحمیل میکند. جامعه ای که تبعیض و فقر و بی اخلاقی را ترویج داده خشونت و انتقام شخصی را نیز به همراه دارد.
ردیف 5- در صحنه تعقیب و گریز پلیس با قیصر ما با انبوه ماشینها، خصوصا واگنهای اوراقی مواجه میشویم که نشان از وجود شهری بزرگ با سیستم حمل و نقل گسترده دارد.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی