خرید بک لینک

ردیف 1- شهری با چراغهای خیابان و تابلوهای برقی تجاری و انبوه ماشین‏های در حال تردد، همواره سیمای شهری مدرن و صنعتی شده را تداعی می‏کند. در ابتدایی فیلم ما با چنین منظره‏ای از شهر مواجه می‏شویم که گویای چنین امری ست.

ردیف 2- مردی در کافه از وسعت شهر و غیر ممکن بودن پیدا کردن بچه توی این شهر توسط مادرش حرف می‏زند. از نظر نشانه‎شناسی چنین گفتگویی، با اسم محل‎ها و مناطق شرق و غرب و جنوب و شمال تهران را شهری بزرگ و با وسعت زیاد معرفی کرده که با کمی مراجعه به تاریخ متوجه می‏شویم که این امر در راستای حرکت به سمت توسعه یافتگی و صنعتی شدن اتفاق افتاده است. چیزی که از عصر پهلوی اول آغاز و در دهه‏های 40 و 50 شمسی به اوج خود رسیده است.

بازنمایی پیامدهای توسعه در سینمای موج نو ( خشت و آیینه)

ردیف 3- در صحنه ای افسر پلیس به مرد می‏گوید توی کلانتری برای همه جا هست جز بچه شیر خواره. در واقع این گفتگو به محور مهمی اشاره دارد و آن ضعف نهادهای مدرن(عقلانی-ابزاری) در برآورده کردن همه نیازهای انسان است. پلیس فیلم از پذیرش نوزادی که چند ساعت عدم رسیدگی برایش حکم مرگ دارد سرباز می‏زند.

ردیف 4- تکرار کلمه یواش حرف بزن توسط مرد در خصوص درخواست‏های طبیعی زن نشان از روابطی مبتنی بر فردگرایی مفرط در جامعه مدرن دارد که در آن هیچ کس تحمل حضور به اصطلاح مزاحمت آفرین دیگران را ندارد. از طرف دیگر این محور به شکل استعاری نشان از جامعه ای دارد که در عین ادعای توسعه اقتصادی، در سطح پایینی از توسعه سیاسی قرار داشته که قابلیت اظهار وجود را شهروندانش گرفته است.

ردیف 5- از منظر نشانه‎شناسی گفتاری زبان‎شناسانه توصیف مرد از همسایه‎ها و آدمهای پشت هر پنجره نشان از همان حس بی اعتمادی دارد که فقدان توسعه فرهنگی و سیاسی علیرغم توسعه اقتصادی ایجاد می‏کند. دولت اقتدارگرای توسعه طلب بیشتر از حاکمیت‏های سنتی قبل از آن توانایی کنترل و تحت نظر داشتن افراد جامعه را دارار می‏باشد.

ردیف 6- وصف مرد راننده از جایی که مادر بعد از جا گذاشتن کودک ظاهرا به آنجا رفته بود. جایی تاریک، دیوارهای بلند، پله‎ها و آدمهای رانده شده. همه و همه نشان از جامعه و یا بخشی از جامعه ایران دارد که در فلاکتی بزرگ زندگی می‏کند که تاریکی و دیوارهای بلند به شکل استعاری از دیده شدن آنها جلوگیری می‏کند. واقعیت‏های تلخی که در فیلم حضور کودک به دلیل بر هم زدن مناسبت‏های قراردادی آنها را آشکار کرده است.

ردیف 7- در صحنه ای که زن به بچه می‏گوید: داد بزن، داد بزن. تا بزرگ نشدی و ترسو نشدی داد بزن. باز نشان از اقتدار سیستم اقتدارگرای عقلانی دارد که با اجبار و یا فرایند اجتماعی سازی افراد جامعه را به سکوت وا می‏دارد. در واقع افراد بزرگسال در چنین جامعه ای به شکل عقلانی رفتار می‏کنند. عقلانیتی که به آنها آموخته شده است حدالفرصت خود را از مسائل جامعه و دیگران کنار کشیده و سرگرم کار خود باشند.

ردیف 8- دین و سنت همواره از نفوذ قابل توجهی در جامعه ایرانی برخوردار بوده است و مبحث سبب شده که انتساب به آنها به فرد قدرت و مشروع کاریت ببخشد. علیرغم اینکه مدرنیته تاثیراتی در سبک زندگی، پوشش و رفتار انسانها بوجود آورده، اما این قدرت و مابتدایت بخشی از چشم بعضی از مدیران (خصوصا در شرایط سنی بالاتر) دور نمانده است. تسبیح در دست زن مسئول شیرخوارگاه با انگشتر، دستبند و پوشش مد روز در واقع استفاده همان زمان از پرستیژ مدرن بودن به همراه مشروع کاریت سنتی است.

ردیف 9 – خصوصیت تمرکز گرایی و در عین حال فردگرایی مدرنیته شرایطی به وجود می‏اورد که انسانها در زندگی روزمره خود با تعدادی زیادی از افراد دیگر برخورد داشته باشند. ارباب رجوع، مشتری، کارکنان پمپ بنزین، معتادان کارتن خواب و متکدیان. در فضای مدرن که بر عقلانیت ابزاری تکیه دارد برای آدمها فرصت تامل و پیگیری مسائل دیگران وجود ندارد. همه برای فرد و فرد برای همه رهگذرند. قابلیت کمک نیست اگر هم هست نباید موجب اتلاف وقت و دردسر بشود. عریضه نویس به مرد راننده می‏گه تو یه آدم رهگذری. یادت نره.

ردیف 10- سود جویی و فایده گرایی فردی از مشخصات مدرنیته است. در شکل افراطی آن حتی شامل زن و فرزندان هم می‏شود. عدم تمایل به فرزند آوری در دنیای مدرن جدا از مشکلات مالی،مسکن و نظایر آن بخشی به این نوع نگرش نیز بر می‏گردد. مرد عریضه نویس که در اینجا سخن گوی جامعه مدرن است می‏گوید: برو کیفتو بکن. عرقتو بخور. تو عرق نخوری که این بچه می‏خواد شیر بخوره ؟

ردیف 11 – ضرورت ایجاد کارکرد نهادهای مدرن جبران بخشی از مشکلاتی است که شکل تازه جامعه و خانواده دیگر قادر به حل و پیگیری آنها نیست. مشکلاتی همچون سامان بخشی نوزادان بی سرپرست، معلولین و مجرمین. عریضه نویس می‏گوید: در زمان حاضر روز بی کسیه. دستگاه‎ها درست شدن که جای کس باشن.

همانطور که می‏دانیم نهادها در چنین جامعه ای به ضرورت و کارکرد باید باشند، اما انسان موجودی است با نیازهای متنوع و پیچیده که یقینا نهادهایی اینچنین که فاقد عقلانیت اخلاقی هستند قادر به تامین آن نیستند. در جایی از فیلم زن که در کنار مرد خوابیده بود می‏گوید: بچه داشت ما رو نگاه می‏کرد. اون خوشحال بود. داشت ذوق می‏کرد.

ردیف 12 - در صحنه ای که زن به دلیل وابستگی عاطفی به کودک به شیرخوارگاه می‏رود تا کودک را بیابد با انبوهی از کودک مواجه می‏شود که کودک مورد نظر در آنها گم شده است. در شهرهای بسیاری بزرگی مانند تهران که رشد جمعیت و وسعت آنها در خروجی پروزه مدرنیزاسیون بسیار سریع‌تر بوده، آسیب های اجتماعی مانند وجود کودکان بی سرپرست نیز به سرعت بیشتر شدن می یابد.

ردیف 13 – در یکی از صحنه‏های انتهای فیلم می‏بینیم مرد عریضه نویس در تعدادی زیاد تلویزیون در خصوص نوع‏‏دوستی و کمک به همنوع صحبت می‏کند و این نشان از این امر دارد که چقدر دستگاه‏های تبلیغی و آنچه که از رسانه‏های گروهی پخش می‏شود با واقعیات جامعه فاصله دارد و از منظر نشانه‎شناسی نشان دادن این حرفها از زبان فردی که خودش در قالب فرد عرضه نویس که از ضرورت فرد گرایی و بی تفاوتی سخن گفته بود دلیل بر متفاوت بودن حرف و عمل کارگزاران آن زمان دارد.

ردیف 14- در انتهای فیلم یک تاکسی از کنار ماشین مرد رد می‏شود و زنی را که می‏گوید تاکسی تاکسی. سوار می‏کند، تداعی ابتدای فیلم است و نشان از استمرار و هر روزه بودن مسائلی دارد که در طول فیلم با آنها در مواجهه بوده ایم. تاریکی، دیوار، فلاکت و بی کسی و هر چیز دیگری که می‏تواند تا حدود زیادی پیامد توسعه مدرنیزاسیون و صنعتی شدن باشد.

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 8:15

صفحه بندی