تجدید دیدار- نوشته: جان چیور - ترجمه: علی غفاری
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
آخرین باری که پدرم را دیدم در ایستگاه گرند سنترال بود. داشتم از خانه مادربزرگم در آدیراندک به کلبهای در دماغه می رفتم که مادرم اجاره کرده بود. به پدرم پیام دادم که در فاصله حرکت قطارها یک ساعت و نیم در نیویورک توقف دارم و از او پرسیدم: میتونیم با هم ناهار بخوریم؟.منشیاش نوشت که ظهردر اتاق گزارشه...
داستانک "مرد پرنده"
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
داستانک "مرد پرنده" علی غفاری ، آقای مردانی توی حیاط، کنار باغچه، پشت به دیوار ایستاده بود و می گفت: پرندهها وقتی می خوان پرواز کنن کمی پاهاشون رو جمع می کنن و خودشون رو پرتاپ می کنن بالا و بعد بال می زنن.خانم مردانی گفت: ببین اون آب پاش رو بردار و از آب شیر پر کن رو بوته های توت فرنگی بریز.آقای مر...
بازنمایی پیامدهای توسعه در سینمای موج نو ( شب قوزی)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
نویسنده و کارگردان: فرخ غفاریخلاصه داستان: قوزی یک گروه شادمانی پس از اجرای یکی از برنامههایش هنگام غذا خوردن خفه میشود. اعضای گروه از ترس، جسد او را به خانهای میبرند که موجب دردسرهایی در آنجا میشود و از آن پس این جسد، دست به دست کسانی میگردد که هر یک به نحوی در ماجرایی گناهکار میباشند و هر ک...
بازنمایی پیامدهای توسعه در سینمای موج نو ( خشت و آیینه)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
ردیف 1- شهری با چراغهای خیابان و تابلوهای برقی تجاری و انبوه ماشینهای در حال تردد، همواره سیمای شهری مدرن و صنعتی شده را تداعی میکند. در ابتدایی فیلم ما با چنین منظرهای از شهر مواجه میشویم که گویای چنین امری ست. ردیف 2- مردی در کافه از وسعت شهر و غیر ممکن بودن پیدا کردن بچه توی این شهر توسط مادر...
بازنمایی پیامدهای توسعه در سینمای موج نو ( قیصر)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
ردیف 1- موسیقی زورخانهای در فیلم نشان از حضورارزشهاس سنتی و دعوت به خوی پهلوانی در جامعه ای است که میرود تا خشونت و انتقام بخشی از آن شود .ردیف 2- دایی در فیلم ( جمشید مشایخی) به خواهر زاده اش که به قصد انتقام، چاقو بر میدارد؛ میگوید دوره این حرفا گذشته. در واقع تمکین به قانون و پرهیز از نزاع خ...
بازنمایی توسعه در سینمای موج نو (رضا موتوری)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
ردیف 1- صحنه ای که در آن کارخانه ای می بینیم که در شیفت شب با دستگاههایی که با شتاب و سر و صدا در حال کارند، نشان از سرعت تولید صنعتی دارد که از مشخصههای حرکت به سمت توسعه است. فعالیت کارخانه در شب بر خلاف فضای سنتی که در آن کار و فعالیت در روز تعریف میشود نشان از جامعه ای دارد که به سرعت در حال...
بازنمایی توسعه در سینمای موج نو (آدمک)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
ردیف 1- در صحنه ای از فیلم که نامزد بابک در حال رویا پردازی عاشقانه است صدای سوت پلیس که فرمان ایست میدهد به شکل رمز گونه ای توقف و بن بست رسیدن رویاهای رمانتیک افراد است. جامعه مدرن با مناسبتهای عقلانی مهر(سوت) توقف بر تخیلات احساسی و عشقی میزند. ردیف 2- صحنه بازی ورق(قمار) مادر بابک با چند مهما...
بازنمایی توسعه در سینمای موج نو (رگبار)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
ردیف 1- ورود با سرعت و رگبار مانند معلم بهروز که به صورت ورود درشکه در هوای بارانی تجلی یافته؛ نشان از عدم آمادگی محله جنوب شهر و آدمهایش از ورود انسانی است که تجلی مدرنیته از بالا میباشد. ردیف 2- به همراه داشتن تعداد زیادی کتاب و تابلو توسط معلم تازهی که به محله وارد شده است از وجود نسلی روشنفکر ...
بازنمایی توسعه در سینمای موج نو(آرام در حضور دیگران)
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:15
1- مدرنیزاسیون تغییر اساسی در نقشها و منزلتها به وجود میآورد بطوریکه منزلت و شأن اجتماعی بر پایه معیارهای اکتسابی، رقابتی و شایستگی افراد تعیین میشود نه معیارهای خانوادگی و انتسابی. در این حالت وقتی فرد به هر دلیل از جمله بازنشستگی نقش اجتماعی- اکتسابی خود را از دست میدهد از منزلت و شان اجتماع...
در روزهای آخر اسفند
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
در روزهای آخر اسفند، در نیمروز روشن، وقتی بنفشهها را با برگ و ریشه و پیوند و خاک در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند جوی هزار زمزمهی درد و انتظار در سینه میخروشد و بر گونهها روان. ای کاش آدمی، وطناش را همچون بنفشهها میشد با خود ببرد هر کجا که خواست! در روشنایی باران، در آفتاب پاک---(شفیعی کدکنی)
شیرین کلاه(وطن) -نوشته: سید محمد حجازی(مطیع الدوله) تلخیص و بازنویسی: علی غفاری
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
رفیقی دارم که در ده شیرین کلاه مازندران ملکی خریده بود. اصرار داشت دو سه روزی برویم ده و آنجا خوش بگذرانیم. از صفای آنجاها تعریف می کرد و وعده سرشیر و قرقاول می داد. نزدیک غروب رسیدیم و از خستگی زود خوابیدیم.......
"زن، زندگی"یا "زن، آزادی"
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
تا زمانی که موضوع اقتصاد و اشتغال زنان به صورت زیر بنایی حل نشود، زنان همچنان به عنوان جنس دوم خواهند ماند. از همان زمان که فرزند دختری در خانواده به دنیا می آید باید مانند یک فرزند پسر، بحث آینده مالی و شغلی اش مساله دولت ها و خانواده باشد. تا زمانی که الویت دولت ها اشتغال مردان و تصور خانواده این ...
دو کلمه حرف حساب
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
یکی از عوامل تبعیض و نابرابری در مورد زنان،نسبت دادن، نسب(فامیلی) فرزندان به پدر می باشد. این مساله حتی در مواردی که سطح فرهنگی خانواده پایین باشد در تفاوت رفتار پدر و مادر با نوه پسری و دختری خودش را نشان می دهد. در حالی که این موضوع فقط یک قرارداد اجتماعی، معلول نظام مردسالارانه است و هیچ مبنای عل...
داستان کوتاه آخرین تفنگ چی – علی غفاری
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
دشتهای وسیع، سیاه از شخم پاییزی، با لکه های سفید برف آخرین منظره ای بود که می توانست به یاد بیاورد . ردیف زالزالک های وحشی با شاخه های لخت یخ زده و مادیان افسرده ای که به روح گمگشده روسپیان قفقاز می مانست بر منظره ماقبل تاریخی دشت، رنگ کسالت باری از سرب و خاکستر می پاشید . فکر کرده بود اینجا شاید می...
مرد کور-نوشته کیت شوپن- ترجمه علی غفاری
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
مردی با جعبه xadی قرمز کوچکی در یک دستش، به آرامی در خیابان قدم می زد. کلاه حصیری قدیمی و لباسهای رنگ و رو رفتهاش نشان از این داشت که بارها خیس از باران شدند ، و هر بار آفتاب آنها را در تنش خشکانده بود. مرد پیر نبود، اما ضعیف به نظر می رسید و در سنگفرش پیاده روی خیابانِ آسفالته تاول زده، زیر آفتاب ر...
رویای یک ساعته
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
با علم به آنکه خانمِ ملارد مشکل قلبي دارد، توجه ويژهاي شد تا خبر مرگ همسرش را در آرام ترين حالت ممکن به او بگويند.اين جوزفين خواهرش بود که با جملاتي دست و پا شکسته و اشاراتي پنهان که مخفيانه آشکار ميشد، خبر را گفت. دوستِ همسرش، ريچاردز هم آنجا نزد خانم ملارد بود. او کسي بود که
یک جفت جوراب ابریشمی
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
خانم سامرز يك روز به طور غیر منتظره صاحب 15 دلار شد. در چشم او پول زیادی به نظر می رسید، و آنطوری که كيف پول کهنه اش را انباشته بود به او احساس شانیت لذت بخشي ميداد که سالها آن را تجربه نکرده بود. اینکه چطور پولش را سرمایه گذاری کند تمام فكرش را به شدت مشغول کرده بود . يكي دو روز روي ابرها سير كرد و...
خوانیتا
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
بر اساس همه ظواهر و محاسبات، خوانیتا شخصیتی است که نشانی از خوشنامی خانواده یا شهر زادگاهش "راک اسپرینگز" در او نیست . اولین بار او را سه سال پیش در اتاق کوچکِ پشت مغازهxadxad ی پدرش دیدم. بسیار خجالتی به نظر می رسید و دوست داشت خودش را پنهان کند که البته با توجه به تنگ و باریک بودن
فدریکو گارسیا لورکا
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:02
فدریکو خسوس گارسیا لورکا در پنجم ژوئن سال 1898 در دهکده فونته واکرس در نزدیکی شهر گرانادا چشم به جهان گشود. خانواده او تقریباً مرفه و فرهیخته بودند. در سال 1905 به شهر مجاور مهاجرت کردند. او در کودکی با داستانها و ترانههای کولیها آشنا و به آنها علاقهمند شد. زمانی که فدریکو یازده سال داشت، همراه خانو...