نویسنده و کارگردان: فرخ غفاری
خلاصه داستان: قوزی یک گروه شادمانی پس از اجرای یکی از برنامههایش هنگام غذا خوردن خفه میشود. اعضای گروه از ترس، جسد او را به خانهای میبرند که موجب دردسرهایی در آنجا میشود و از آن پس این جسد، دست به دست کسانی میگردد که هر یک به نحوی در ماجرایی گناهکار میباشند و هر کدام سعی میکنند به شیوهای از شر این جسد خلاص شوند، تا اینکه سرانجام پلیس، جسد را کشف کرده و خاطیان را دستگیر میکند.
نشانه شناسی پیامدهای توسعه در فیلم:
دال : تابلو تماشاخانه قمر
مدلول: ظهور مراکز مدرن
تبیین: اصطلاح تماشاخانه(تئاتر) که پدیده ای غربی است خصوصا با اسم زنانه قمر به عنوان مکانی برای نمایش قصههای عامه پسند که پیش تر به شکل و سیاق نقالی و پرده خوانی اجرا میشدند؛ نشان از تغییر سلیقه سرگرمی افراد، و ظهور نوع خاصی از هنر است که اصولا برای جامعه ایران پدیده ای مدرن محسوب میشود.
دال: عکسها مانکنهایی مدل اروپایی در آرایشگاه
مدلول: غربی شدن
تبیین: تصویرها مانکنهای مدل اروپایی در آرایشگاه(زنانه) نشان از تمایل و گرایش زنان جامعه ایران به پوشش و آرایش غربی دارد. جامعه ای که در حال همانند سازی خویش با الگوهای غربی و مدرن به شیوه اروپایی است.
دال: رویای اروپا – تکرار کلمه اروپا-هواپیما در سالن آرایش توسط دستیار تاجر مواد مخدر
مدلول: غرب گرائی
بیان: جامعه در توسعه ای که در حال الگو برداری و الگوسازی به شیوه اروپایی است پیامدش انسانهایی هستند که زندگی در اروپا به عنوان مدینه فاضله ای که دقیق کننده رویای ناتمام آنهاست از جذابیت خاصی برخوردار است. از دیدگاه نشانهشناسی رویا پردازی دستیار جمال در خصوص اروپا در حالی دست در گردن مانکن آرایشگاه دارد نشان از ذهنیت طبقه متوسط سبک زندگی در اروپا دارد. ذهنیتی که علیرغم اینکه جامعه مبلغ زندگی غربی است)، اما همچنان خود را در بند قیود فرهنگی و هنجاری میبیند.
دال: تصویر هواپیما بر دیوار
مدلول: غرب گرائی
بیان:هواپیما در زمان کوتاهی به اندازه یک خواب کوتاه میتواند انسان را از مکان فعلیش به جای غریب و دوری ببرد. (به اندازه مدتی که ممکن است خیالپردازی در مورد آن مکان دور وقتمان را بگیرد). هواپیمای در حال پرواز به عنوان ابزار ایاب و ذهاب مدرن جایی اینچنین استعاری در ذهن انسان عصر تازه دارد. اگر پرنده ای در حال پرواز استعاره ای شاعرانه از آزادی برای فرد زندانی محسوب میشود، هواپیمایی در آسمان میتواند استعاره ای اینچنین برای فردی مشتاق ترک یک سرزمین باشد.
دال: تداعی صدای موتور ریش تراش با صدای هواپیما
مدلول: غرب گرائی
شرح:تصویر کلوزآپ از هواپیمای در حال پرواز وقتی با صدای موتور ریش تراش که تداعی کننده صدای هواپیما است همزمان میشود، این خطای ذهنی را در فرد ایجاد میکند که دارد هواپیمای در حال پرواز را تماشا میکند. سوای از ارزش تکنیکی و احتمالا زیباشناختی تعلیق در این صحنه، از منظر نشانهشناسی میتوان همانندی دو ابزار تکنولوژیک (یکی ریش تراش و دیگری هواپیما) را دریافت کرد. در واقع به شکل رمز گونه ای به این موضع اشاره دارد که تمایل به مهاجرت به اروپا برآیند زندگی به سبک اروپایی است. البته با ذکر و فرض این مسئله که مردان ایرانی به شکل سنتی ریش دارند.
دال: حضور پاسبان در جلوی منزل اعیان به عنوان نگهبان
مدلول: کژکارکردی نهاد پلیس
تبیین:حضور دو پاسبان در جلوی منزل اعیان به عنوان نگهبان ممکن است اکنون کمی مضحک به نظر برسد، اما نشان میدهد با اینکه پاسبان (پلیس) یک نهاد مدرن حساب میشود و بالطبع یک نهاد شخصی نیست اما به نظر میرسد در جامعه ایران در آن زمان برتر و مهمتر بودن جان و مال صاحبان قدرت و ثروت را چندان غیر طبیعی نمی دانست. این محور یادآور طنزی اجتماعی است که میگوید: در جامعه ما همه در برابر قانون مساویند، اما بعضیها مساویترند.
دال:لباس عروسی که با باطری روشن میشود
مدلول:ناهمخوانی تکنولوژی
شرح:لباس عروسی که با باطری روشن میشود نشان از رفتار نابخردانه و مضحک جامعه ایرانی با پدیدههای تکنولوژیک دارد. این محور وقتی روشن خاموش شدن چراغ چشمک زن عروس با صحنه خودکشی وی تلاقی میشود به شکل تاسفباری مضحک بودن این رفتار را بیشتر نشان میدهد. مسلم است هیچ نویسنده و کارگردانی در صحنه خودکشی یک دختر جوان به دنبال تلطیف و کمیک کردن اثرش نیست و به نظر میرسد کارگردان (غفاری) نه به قصد خنداندن مخاطب که به منظور به سخره گرفتن رفتار انسانهایی است که آوردههای مدرن وصله ناجوری در زندگیشان است.
دال: مجلس مهمانی که خانم به طور اتفاقی و ناچار در آن شرکت میکند.
مدلول: رواج سبک زندگی غربی
شرح:در صحنه مجلس مهمانی طبقه مرفه که خانم به طور اتفاقی و ناچار در آن شرکت میکند. که در آن با میخواری و گفتگوهای عاشقانه زن و مردی در گوشهای همراه است، کپی ناشیانهای از مهمانیهایی غربی است و نشان از رخنه سبک زندگی غربی در جامعه ایران دارد که معمولا ابتدا در خانوادههای اعیان آغاز و به قشرهای دیگر سرایت میکند.
دال:پخش موسیقی خارجی نامتجانس با روایت داستان
مدلول: رواج سبک زندگی غربی
بیان:پخش موسیقی خارجی نامتجانس و نامربوط با داستان و پیرنگ فیلم نشان از ناچسب بودن ردای مدرنیته غربی بر تن جامعه ایرانی دارد.
دال:رویای موتور سواری توسط جوان آس و پاس
مدلول:فاصله بین آمال و واقعیت
تبیین:رویاپردازی جوان آس و پاس برای سفارش یک موتورسیکلت که در آن زمان یک وسیله نقلیه قابل توجه به حساب میآمد، و نیز توهم افراطی و طنز آلوده او، گویای این امر است که جامعه در حال توسعه آن زمان به مدد وسایل تبلیغاتی تازه همچون سینما و مجلات، نیازی را در اقشار جامعه پدید آورده بود که تنها بخش کوچکی از افراد توان برآوردن آن را داشتند. وقتی اهدافی که به اندازه کافی پر جاذبه هستند در فرد قوام یابند، اما عملا ابزار دسترسی به آن با شرایط کنونی فرد متصور نباشد احتمال اینکه فرد از راههای غیر قانونی و غیر متعارف اقدام برآوردن نیاز خود کند بیشتر میشود. مسئلهی که تبیین کننده باجخواهی جوان از خانم میشود. خانمی که لو نرفتن نامه ی در جیب جسد برایش مهم است.
دال:طنازی خانم جهت بدست آوردن نامه مانده در جیب جسد قوزی
مدلول:استفاده از جاذبه جنسی زنانه
بیان:استفاده از جاذبه زنان و یا استفاده زنان از جاذبه جنسی خود جهت دست یابی به هدف اگر چه در قاموس تاریخ سیاسی ما امری نامانوس نیست، اما در مسائل خرد همچون کلاهبرداری، اهداف تشکیلاتی و نظایرآن پدیده ای نوین است که از مشخصههای ایران عصر پهلوی حساب میشود.
دال:گفتگوی افسر نگهبان با جسد قوزی
مدلول: از بین رفتن فرهنگ بومی
شرح:جسد را میتوان به عنوان باقیمانده ای از فرهنگی از بین رفته و یا رو به اضمحال در نظر گرفت که به روی دوش آدمهای مدرن نه چندان خوب سنگینی میکند. آنجا که افسر نگهبان میگوید تو مردی، ولی مرگت به درد جامعه خورد.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی